جمعى از نويسندگان

65

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

نمىدانستند اما به طلاب سفارش و تأكيد مى كردند كه فقه و اصول را كامل كرده ملا شويد و بعد بياييد . » « 1 » قاض نمونه عارف مسلمان بود كه مكتب سلوكش با مستحبات و مكروهات شرعى پيوند داشت . روش وى در تربيت شاگردان اين بود كه « بر طبق موازين شرعى و رعايت آداب باطنى اعمال ، حضور قلب در نمازها ، و اخلاص در هممه رفتارها و كردارها ، عمل كنند و دستورات اخلاقى را انجام دهند تا دلهاى آنها آماده پذيرش انوار غيب شود . » « 2 » قاضى نيز مانند ساير عرفاى اسلام آموزه هاى مستحبى شرع را پايه عرفان و سلوك معنوى مىداند و به آن توصيه مىكند . « فرزندم اگر آخرت مى خواهى نماز شب بخوان و اگر دنيا هم مى خواهى نماز شب بخوان . » « 3 » پايبندى اين عارف وارسته به عبادات الهى و شرعى با تمام مستحبات و مقدمات آن چهره ايى زيبا از عرفان اسلامى را نمايان ساخت . « ايشان نمازهاى واجب و حتى نمازهاى مستحبى را هم با آداب كامل و با توجه و لباس كامل - عبا و عمامه و حتى با جوراب - در حالى كه عطر زده بود ، ادا مى كرد . » « 4 » ايشان آنچنان به عبوديت و شريعت اهتمام داشتند كه وصى خود را بر اساس درجات شريعت و فقه تعين نمودند . وى از ميان شاگردان خود شيخ عباس قوچانى را كه عالم دينى بود برگزيد . « 5 » زيرا كسى نمى توانست عالم دينى را در مسير سلوك به سمت صوفى گرى غير دينى بفريبد . در حالى كه اگر به غير از عالمان دينى داده مى شد و اين سيره رايج و عمومى مىگشت ، چه بسا افراد مغرض و فريبكار ادعاى معرفت مى كرده و مردم ساده را در دام خود مى انداختند . مراقبت ويژه در مواجهه با نامحرم از ديگر آموزه هاى عرفانى سيد قاضى در جهت شريعت و عبوديت بود . از شيخ عباس قوچانى نقل شده است كه « يك اربعين استادش قاضى دستورات ويژه ايى براى ذكر و فكر و ورد به ايشان داده بود . از جمله اثار آن اين بود كه هرگاه در كوچه چشمش به نامحرم مى افتاده بدون اختيار پلك هايش به روى هم مى آمد و برايش مسلم بوده كه اختيار و اراده وى در اين حالت دخالتى ندارد . » « 6 » همچنين از سيد هاشم حداد نقل شده است كه در تمام مدت سير و سلوك خود زير نظر استاد قاضى نامحرمى را نديده و چشمش به نامحرمى نيفتاده است . « 7 »

--> ( 1 ) - بحر خروشان ، ص 139 ( 2 ) - درياى عرفان ، پيشين ، ص 102 ( 3 ) - عطش ، پيشين ، ص 17 ( نقل از آيت الله نجابت ) ( 4 ) - بحر خرشان ، 79 ( 5 ) - بحر خروشان ، ص 109 ( 6 ) - مهر تابان ، پيشين ، ص 19 ( 7 ) - مهرتابان ، پيشين ، ص 16